فعل
به تعویق انداختن، عقب انداختن (زمانی)، با هل دادن باز کردن
معانی و تعاریف aufschieben:
- به تعویق انداختن، عقب انداختن (کاری، قراری، تصمیمی)
جملات نمونه برای aufschieben:
Neue Schiebetüren lassen sich ganz leicht ''aufschieben.''
درهای کشویی جدید به راحتی باز میشوند.
„Die Tür zu seinem Zimmer war einen Spaltbreit geöffnet. Sie ''schob'' sie ''auf'' und erwartete, ihn am Schreibtisch zu finden, Otto stand aber mitten im Raum, im Unterhemd, und hob Hanteln.“
«در اتاقش کمی باز بود. او آن را باز کرد و انتظار داشت او را پشت میز کارش پیدا کند، اما اتو وسط اتاق، با زیرپوش، وزنه میزد.»
Er schiebt die Arbeit immer wieder auf, bis der Abgabetermin naht.
او کار را همیشه به تعویق میاندازد تا زمانی که مهلت تحویل نزدیک شود.