aufschließen
باز کردن (قفل)، رسیدن به، سفره دل باز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (eine Tür / ein Schloss aufschließen)
قفلِ در، خانه، کمد یا وسیلهای را با استفاده از کلید باز کردن.
- Kannst du bitte die Haustür aufschließen?میتوانی لطفاً در خانه را باز کنی؟
- Er schloss sein Fahrradschloss auf.او قفل دوچرخهاش را باز کرد.
2
zu + Dativ (zu jemandem / etwas aufschließen)
فاصله خود را با رقیب یا گروه پیشرو در یک مسابقه، صنعت یا زمینه کاری کم کردن و به آنها رسیدن یا نزدیک شدن.
- Das junge Unternehmen versucht, zu den Marktführern aufzuschließen.شرکت جوان تلاش میکند به رهبران بازار برسد.
- Mit dieser Leistung konnte er zu den besten Läufern aufschließen.با این عملکرد، او توانست به بهترین دوندگان برسد.
3
sich (Akkusativ) + Dativ (sich jemandem aufschließen)
احساسات، افکار و رازهای درونی خود را با اعتماد و صداقت برای کسی بازگو کردن.
- Sie hat sich ihrem besten Freund anvertraut und ihm alles aufgeschlossen.او به بهترین دوستش اعتماد کرد و همه چیز را برایش باز گفت.
- Der Patient schloss sich dem Therapeuten auf und erzählte seine Probleme.بیمار با درمانگر خود درد دل کرد و مشکلاتش را گفت.