aufsehen

Aussprache: /ˈaʊfˌzeːən/
Wortzerlegung: auf·se·hen
فعل

بالا نگاه کردن، سر بلند کردن؛ با احترام/تحسین به کسی نگاه کردن

Beispiele

  • Als er von seiner Arbeit ''aufsah,'' bemerkte er, dass der Lehrer genau vor ihm stand.وقتی از کارش سر بلند کرد، متوجه شد که معلم درست جلوی او ایستاده است.
  • Wir ''sahen'' bewundernd zu ihm ''auf.ما با تحسین به او نگاه می‌کردیم.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

نگاه کردن به سمت بالا، سر بلند کردن.

  • Als der Lehrer den Raum betrat, sahen alle Schüler auf.وقتی معلم وارد اتاق شد، همه دانش‌آموزان سر بلند کردند.
  • Sie musste aufsehen, um die Spitze des Turms zu sehen.او مجبور بود به بالا نگاه کند تا نوک برج را ببیند.
2 (intransitiv)

توجه دیگران را جلب کردن، مورد توجه قرار گرفتن، سر و صدا کردن.

  • Sein neues Projekt hat in der Branche viel Aufsehen erregt.پروژه جدید او در صنعت سر و صدای زیادی به پا کرده است.
  • Die Nachricht sorgte für großes Aufsehen in der Öffentlichkeit.این خبر توجه زیادی را در افکار عمومی جلب کرد.