aufstöhnen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃtøːnən/
Worttrennung: auf·stöh·nen
فعل

ناله کردن، آه کشیدن (از درد، تعجب، نارضایتی)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با آه و ناله از خواب بیدار شدن یا به خود آمدن؛ آهی از درد، خستگی یا ناراحتی کشیدن.

  • Nach der Operation stöhnte er vor Schmerzen auf.پس از عمل جراحی، او از درد ناله کرد.
  • Sie stöhnte leise auf, als sie die schwere Tasche hob.او آهی از درد کشید وقتی که کیف سنگین را بلند کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به صورت مجازی، با نارضایتی، تعجب یا اعتراض آه کشیدن یا ابراز ناخرسندی کردن.

  • Als er die schlechte Nachricht hörte, stöhnte er tief auf.وقتی خبر بد را شنید، آه عمیقی از نارضایتی کشید.
  • Die Zuschauer stöhnten auf, als das Spiel verloren ging.تماشاگران با باختن بازی آه و ناله سر دادند.