aufstülpen
به سرعت پوشاندن (مانند کلاه)، بالا تا کردن (مانند یقه)
Beispiele
- Schnell werden den Kindern noch die Pudelmützen ''aufgestülpt'' und schon kanns losgehen.به سرعت کلاههای پشمی بر سر بچهها کشیده میشود و سپس میتوان شروع کرد.
- Der Schlauch wird auf den Flaschenhals ''aufgestülpt'' und dort mit einem breiten Gummiband festgehalten.شلنگ روی دهانه بطری قرار میگیرد و با یک کش پهن در آنجا محکم میشود.
- Der Wind blies eisig, so dass sie den Mantelkragen ''aufstülpte'' und das Gesicht in ihrem Schal vergrub.باد به شدت سرد میوزید، بنابراین او یقه کتش را بالا داد و صورتش را در شال خود پنهان کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را روی چیزی دیگر گذاشتن یا کشیدن (مانند کلاه، درپوش، انگشتانه)
- Er stülpte sich den Hut auf den Kopf.او کلاه را روی سرش گذاشت.
- Sie stülpte den Deckel auf den Topf.او درپوش را روی قابلمه گذاشت.
2
Akkusativ
بالا زدن یا برگرداندن (مانند آستین، یقه)
- Er stülpte die Ärmel seines Hemdes auf.او آستینهای پیراهنش را بالا زد.
- Man kann den Kragen des Mantels aufstülpen.میتوان یقه پالتو را بالا زد.
3
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
(مجازی) تحمیل کردن، به زور به کسی چیزی را قبولاندن (اغلب با بار منفی)
- Man sollte niemandem seine Meinung aufstülpen.نباید عقیده خود را به کسی تحمیل کرد.
- Der Regierung wurde eine neue Politik aufgestülpt.سیاست جدیدی به دولت تحمیل شد.