aufstehen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃteːən/
Wortzerlegung: auf·ste·hen
فعل

از خواب بیدار شدن، بلند شدن، قیام کردن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

از بستر خواب برخاستن و بیدار شدن

  • Ich muss morgen früh aufstehen.من باید فردا صبح زود بیدار شوم.
  • Um wie viel Uhr stehst du normalerweise auf?معمولاً ساعت چند از خواب بلند می‌شوی؟
2 (ohne Objekt) / von + Dativ

از حالت نشسته یا درازکش به حالت ایستاده درآمدن

  • Bitte stehen Sie auf, wenn Sie Ihren Namen hören.لطفاً وقتی نامتان را شنیدید، بلند شوید.
  • Er stand vom Stuhl auf und ging zum Fenster.او از روی صندلی بلند شد و به سمت پنجره رفت.
3 gegen + Akkusativ

قیام کردن، اعتراض کردن یا ایستادگی کردن علیه چیزی

  • Die Bevölkerung stand gegen die Ungerechtigkeit auf.مردم علیه بی‌عدالتی قیام کردند.
  • Man muss aufstehen, wenn etwas falsch läuft.وقتی چیزی اشتباه پیش می‌رود، باید اعتراض کرد.
4 (ohne Objekt)

باز ماندن یا نیمه‌باز قرار داشتن (در، پنجره)

  • Die Tür steht sperrangelweit auf.در کاملاً باز است.