aufstiessen
ناگهان دیدن، برخورد کردن
Bedeutungen
1
بالا آمدن یا صعود کردن ناگهانی و قدرتمند، اغلب در مورد پدیدههای طبیعی مانند گاز، دود، یا حتی مفاهیم انتزاعی مانند شورش یا احساسات.
- Plötzlich stieß ein starker Geruch von Schwefel aus dem Erdspalt auf.ناگهان بوی قوی گوگرد از شکاف زمین بالا آمد.
- Die unterdrückten Gefühle stießen nach langer Zeit der Stille auf.احساسات سرکوب شده پس از مدت طولانی سکوت فوران کردند.
2
Akkusativ
شکافتن یا باز کردن چیزی به صورت ناگهانی و با نیرو، اغلب در متون ادبی یا توصیفی.
- Mit einem Ruck stieß er die schwere Tür auf.او با یک تکان در سنگین را باز کرد.
- Die Welle stieß die kleine Barkasse gegen die Felsen.موج قایق کوچک را به سمت صخرهها کوبید.