aufstiessen

Aussprache: /ˈaʊfˌʃtiːsn̩/
Wortzerlegung: auf·s·ties·sen
Wort

ناگهان دیدن، برخورد کردن

Bedeutungen

1

بالا آمدن یا صعود کردن ناگهانی و قدرتمند، اغلب در مورد پدیده‌های طبیعی مانند گاز، دود، یا حتی مفاهیم انتزاعی مانند شورش یا احساسات.

  • Plötzlich stieß ein starker Geruch von Schwefel aus dem Erdspalt auf.ناگهان بوی قوی گوگرد از شکاف زمین بالا آمد.
  • Die unterdrückten Gefühle stießen nach langer Zeit der Stille auf.احساسات سرکوب شده پس از مدت طولانی سکوت فوران کردند.
2 Akkusativ

شکافتن یا باز کردن چیزی به صورت ناگهانی و با نیرو، اغلب در متون ادبی یا توصیفی.

  • Mit einem Ruck stieß er die schwere Tür auf.او با یک تکان در سنگین را باز کرد.
  • Die Welle stieß die kleine Barkasse gegen die Felsen.موج قایق کوچک را به سمت صخره‌ها کوبید.