aufstossen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃtoːsn̩/
Wortzerlegung: auf·stos·sen
Wort

آروغ زدن، باز شدن (در)، برخورد کردن (به)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به طور ناگهانی و غیرمنتظره با چیزی یا کسی روبرو شدن؛ برخورد کردن به؛ یافتن.

  • Bei der Durchsicht alter Dokumente stieß er auf einen bisher unbekannten Brief seiner Großmutter.هنگام بررسی اسناد قدیمی، او به نامه‌ای ناشناخته از مادربزرگش برخورد کرد.
  • Die Archäologen stießen bei ihren Ausgrabungen auf die Überreste einer antiken Stadt.باستان‌شناسان در حفاری‌های خود به بقایای یک شهر باستانی دست یافتند.
2 kein Akkusativ

بالا آمدن گاز از معده به مری و دهان؛ آروغ زدن (اغلب به صورت ناخوشایند یا با صدا).

  • Nach dem üppigen Mahl musste er mehrmals aufstoßen.پس از غذای مفصل، او مجبور شد چندین بار آروغ بزند.
  • Das scharfe Essen verursachte ihm ein unangenehmes Aufstoßen.غذای تند باعث آروغ زدن ناخوشایندی در او شد.