aufstossen
آروغ زدن، باز شدن (در)، برخورد کردن (به)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور ناگهانی و غیرمنتظره با چیزی یا کسی روبرو شدن؛ برخورد کردن به؛ یافتن.
- Bei der Durchsicht alter Dokumente stieß er auf einen bisher unbekannten Brief seiner Großmutter.هنگام بررسی اسناد قدیمی، او به نامهای ناشناخته از مادربزرگش برخورد کرد.
- Die Archäologen stießen bei ihren Ausgrabungen auf die Überreste einer antiken Stadt.باستانشناسان در حفاریهای خود به بقایای یک شهر باستانی دست یافتند.
2
kein Akkusativ
بالا آمدن گاز از معده به مری و دهان؛ آروغ زدن (اغلب به صورت ناخوشایند یا با صدا).
- Nach dem üppigen Mahl musste er mehrmals aufstoßen.پس از غذای مفصل، او مجبور شد چندین بار آروغ بزند.
- Das scharfe Essen verursachte ihm ein unangenehmes Aufstoßen.غذای تند باعث آروغ زدن ناخوشایندی در او شد.