aufstreben

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃtreːbn̩/
Wortzerlegung: auf·stre·ben
فعل

به سوی بالا بالیدن، پیشرفت کردن، اوج گرفتن

Beispiele

  • Die Eiche ''strebt'' hoch ''auf''.کاج "به سوی بالا" "بالیده" است.
  • Er war ein ''aufstrebender'' junger Künstler in Florenz.او یک هنرمند جوان "در حال پیشرفت" در فلورانس بود.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

به سمت بالا حرکت کردن، اوج گرفتن (فیزیکی یا مجازی)

  • Ein neuer Wolkenkratzer strebt in den Himmel auf.یک آسمان‌خراش جدید به سمت آسمان اوج می‌گیرد.
  • Die junge Firma strebt nach Erfolg und Anerkennung auf.شرکت جوان به دنبال موفقیت و به رسمیت شناخته شدن است.
2 nach + Dativ

جاه‌طلب بودن، تلاش برای پیشرفت و رسیدن به موقعیت بالاتر

  • Er strebt nach einer höheren Position im Unternehmen auf.او برای یک موقعیت بالاتر در شرکت تلاش می‌کند.
  • Viele junge Talente streben in der Musikbranche auf.بسیاری از استعدادهای جوان در صنعت موسیقی در حال اوج گرفتن هستند (تلاش برای پیشرفت).