aufstreben
به سوی بالا بالیدن، پیشرفت کردن، اوج گرفتن
Beispiele
- Die Eiche ''strebt'' hoch ''auf''.کاج "به سوی بالا" "بالیده" است.
- Er war ein ''aufstrebender'' junger Künstler in Florenz.او یک هنرمند جوان "در حال پیشرفت" در فلورانس بود.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
به سمت بالا حرکت کردن، اوج گرفتن (فیزیکی یا مجازی)
- Ein neuer Wolkenkratzer strebt in den Himmel auf.یک آسمانخراش جدید به سمت آسمان اوج میگیرد.
- Die junge Firma strebt nach Erfolg und Anerkennung auf.شرکت جوان به دنبال موفقیت و به رسمیت شناخته شدن است.
2
nach + Dativ
جاهطلب بودن، تلاش برای پیشرفت و رسیدن به موقعیت بالاتر
- Er strebt nach einer höheren Position im Unternehmen auf.او برای یک موقعیت بالاتر در شرکت تلاش میکند.
- Viele junge Talente streben in der Musikbranche auf.بسیاری از استعدادهای جوان در صنعت موسیقی در حال اوج گرفتن هستند (تلاش برای پیشرفت).