auftankten
بنزین زدند، سوختگیری کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
پر کردن مخزن سوخت وسیله نقلیه یا دستگاه با سوخت.
- Bevor wir die lange Reise antraten, tankten wir das Auto vollständig auf.قبل از شروع سفر طولانی، ماشین را کاملاً سوختگیری کردیم.
- Die Fluggesellschaft muss sicherstellen, dass alle Maschinen vor dem Abflug aufgetankt sind.شرکت هواپیمایی باید اطمینان حاصل کند که تمام هواپیماها قبل از پرواز سوختگیری شدهاند.
2
Akkusativ
شارژ کردن باتری دستگاههای الکترونیکی یا وسایل نقلیه الکتریکی.
- Wir müssen das Elektroauto über Nacht aufladen, um am nächsten Tag genügend Reichweite zu haben.ما باید خودروی برقی را یک شب شارژ کنیم تا روز بعد برد کافی داشته باشیم.
- Die Drohne muss vor jedem Einsatz vollständig aufgetankt werden.پهپاد باید قبل از هر پرواز کاملاً شارژ شود.