auftragen
مالیدن (کرم/رنگ)، سرو کردن (غذا)، محول کردن (وظیفه)، کهنه کردن (لباس)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + auf + Akkusativ auftragen
مادهای مانند کرم، پماد، رنگ یا آرایش را روی سطحی پخش کردن و مالیدن
- Sie trägt die Sonnencreme sorgfältig auf die Haut auf.او کرم ضد آفتاب را با دقت روی پوست میمالد.
- Der Maler trug eine neue Farbschicht auf die Wand auf.نقاش یک لایه رنگ جدید روی دیوار زد.
2
etwas (Akkusativ) + (jemandem Dativ) auftragen
غذا یا پرسهای مختلف خوراکی را سر میز آوردن و سرو کردن
- Der Kellner trug den Hauptgang den Gästen auf.پیشخدمت غذای اصلی را برای مهمانان سرو کرد.
- Der dritte Gang wird soeben aufgetragen.پرس سوم غذا همین الان سرو میشود.
3
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) auftragen
دستور، وظیفه یا مأموریتی را به کسی محول کردن و سپرده ساختن
- Der Chef trug ihm die Verantwortung für das Projekt auf.رئیس مسئولیت پروژه را به او محول کرد.
- Mir wurde aufgetragen, diesen Umschlag bei Ihnen abzugeben.به من محول شد که این پاکت را به شما تحویل دهم.
4
etwas (Akkusativ) auftragen
لباس یا کفشی را تا کهنه و فرسوده شدن کامل پوشیدن (معمولاً لباس برادر/خواهر بزرگتر)
- Früher musste ich immer die alten Hosen meines Bruders auftragen.قبلاً مجبور بودم همیشه شلوارهای قدیمی برادرم را بپوشم تا کهنه شوند.
- Sie trägt die abgelegte Kleidung ihrer Schwester auf.او لباسهای کنارگذاشتهشده خواهرش را میپوشد.
5
auftragen (intransitiv)
لباس یا پارچهای که کسی را چاقتر یا برجستهتر نشان میدهد (غیرشخصی/انتزاعی)
- Muster auf dem Stoff können optisch auftragen.طرحهای روی پارچه میتوانند اندام را چاقتر نشان دهند.
- Querstreifen tragen oft ein wenig auf.خطوط افقی اغلب آدم را کمی چاقتر جلوه میدهند.