aufwühlen
به هم زدن، گلآلود کردن، برانگیختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas aufwühlen)
چیزی را به هم زدن، زیر و رو کردن (فیزیکی، مثلاً خاک یا آب).
- Der Sturm wühlte das Wasser des Sees auf.طوفان آب دریاچه را به هم زد.
- Die Kinder wühlten die Erde im Garten auf.بچهها خاک باغچه را زیر و رو کردند.
2
Akkusativ (jemanden/etwas aufwühlen)
کسی/چیزی را آشفته کردن، ناراحت کردن (احساسی، روانی).
- Die Nachricht hat mich sehr aufgewühlt.آن خبر مرا بسیار آشفته کرد.
- Seine Worte wühlten alte Wunden auf.کلمات او زخمهای کهنه را برانگیخت.