aufzehren

Aussprache: /ˈaʊ̯ft͡seːʁən/
Wortzerlegung: auf·zeh·ren
فعل

مصرف کردن، تمام کردن، تحلیل بردن

Beispiele

  • Jede Vermögensminderung stellt einen Schaden dar, auch dann, wenn das Vermögen der Gesellschaft bereits durch Schulden ''aufgezehrt'' ist.هر کاهش دارایی زیان محسوب می‌شود، حتی اگر دارایی شرکت قبلاً با بدهی‌ها مصرف شده باشد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به طور کامل مصرف کردن، تمام کردن، تحلیل بردن (منابع، انرژی، ذخایر)

  • Die lange Krankheit hat all ihre Ersparnisse aufgezehrt.بیماری طولانی تمام پس‌انداز او را مصرف کرد.
  • Die Arbeit zehrt seine ganze Kraft auf.کار تمام توان او را تحلیل می‌برد.
2 sich

(خود را) تحلیل بردن، فرسوده شدن (از نظر روحی یا جسمی، معمولاً به دلیل نگرانی یا کار زیاد)

  • Er zehrte sich vor Kummer auf.او از غصه تحلیل می‌رفت.
  • Sie hat sich bei der Pflege ihrer Eltern völlig aufgezehrt.او در مراقبت از والدینش کاملاً فرسوده شد.