aufzeigen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌt͡saɪ̯ɡn̩/
Wortzerlegung: auf·zei·gen
فعل

دست بلند کردن (برای اجازه گرفتن)، نشان دادن (اثبات کردن)

Beispiele

  • Jeder der einen Keks haben möchte, ''zeigt'' jetzt ''auf.هر کسی که بیسکویت می‌خواهد، حالا دستش را بلند کند.
  • Ich habe die Richtigkeit dieser Zauberformel am Leben zahlreicher erfolgreicher Menschen ''aufgezeigt.من درستی این فرمول جادویی را با زندگی افراد موفق بسیاری نشان داده‌ام.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را نشان دادن، آشکار کردن، ارائه دادن (مثلاً مشکلات، راه‌حل‌ها)

  • Die Studie konnte deutliche Mängel aufzeigen.این مطالعه توانست کاستی‌های آشکاری را نشان دهد.
  • Er zeigte neue Möglichkeiten zur Verbesserung auf.او فرصت‌های جدیدی برای بهبود را نشان داد.
2 auf + Akkusativ

به چیزی اشاره کردن، متوجه چیزی کردن

  • Der Bericht zeigt auf die Notwendigkeit weiterer Forschung.گزارش به لزوم تحقیقات بیشتر اشاره می‌کند.
  • Seine Analyse zeigte auf die komplexen Zusammenhänge.تحلیل او به ارتباطات پیچیده اشاره کرد.