aufzuächzen
با ناله گفتن
Bedeutungen
1
شروع ناگهانی و برجسته به ناله کردن یا آه کشیدن، معمولاً در نتیجه درد شدید، خستگی مفرط یا ناراحتی عمیق.
- Nach der langen Wanderung ächzte der erschöpfte Wanderer bei jedem Schritt auf.پس از پیادهروی طولانی، کوهنورد خسته با هر قدم از درد ناله میکرد.
- Als er die Nachricht hörte, ächzte sie vor Schmerz und Kummer auf.وقتی خبر را شنید، او از درد و اندوه ناله کرد.