aufzubauen

Aussprache: /ˈaʊ̯ft͡suˌbaʊ̯ən/
Worttrennung: auf·zu·bau·en
Erweiterter Infinitiv

برای ساختن، برای بنا کردن، برای ایجاد کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

ساختن، بنا کردن، برپا کردن

  • Wir müssen das Zelt aufbauen.ما باید چادر را برپا کنیم.
  • Die Stadt wurde nach dem Krieg wieder aufgebaut.شهر پس از جنگ دوباره ساخته شد.
2 Akkusativ

تأسیس کردن، راه اندازی کردن

  • Er hat ein neues Unternehmen aufgebaut.او یک شرکت جدید تأسیس کرد.
  • Sie wollen eine neue Abteilung aufbauen.آنها می‌خواهند یک بخش جدید راه اندازی کنند.
3 Akkusativ

توسعه دادن، ایجاد کردن، پروراندن

  • Es ist wichtig, Vertrauen aufzubauen.ایجاد اعتماد مهم است.
  • Sie hat sich ein großes Wissen aufgebaut.او دانش زیادی کسب کرده است.
4 Akkusativ

روحیه دادن، دلگرم کردن، تشویق کردن (کسی)

  • Sie versuchte, ihn wieder aufzubauen.او سعی کرد دوباره به او روحیه دهد.
  • Gute Freunde bauen sich gegenseitig auf.دوستان خوب به یکدیگر روحیه می‌دهند.
5 sich (reflexive)

شکل گرفتن، جمع شدن، بالا آمدن (مثلاً ابر، مشکل)

  • Am Horizont bauen sich dunkle Wolken auf.ابرهای تیره در افق در حال شکل‌گیری هستند.
  • Ein großes Problem baut sich vor uns auf.یک مشکل بزرگ پیش روی ما در حال شکل‌گیری است.