aufzubrezeln
برای خود را آراستن (به شکل اغراقآمیز)، برای بزک کردن
Bedeutungen
1
sich (reflexive)
خود را بزک کردن، خود را آراستن (به شکلی اغراقآمیز یا برای جلب توجه)
- Sie hat sich für die Party richtig aufgebrezelt.او برای مهمانی حسابی خود را بزک کرده بود.
- Warum musst du dich immer so aufbrezeln?چرا همیشه باید اینقدر خودت را بزک کنی؟