aufzudecken
برای فاش کردن، برای برملا کردن، برای کشف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
فاش کردن، برملا کردن، افشا کردن
- Die Journalisten haben einen Skandal aufgedeckt.روزنامهنگاران یک رسوایی را فاش کردند.
- Er konnte die Wahrheit aufdecken.او توانست حقیقت را برملا کند.
2
Akkusativ
چیدن (میز غذا)
- Kannst du bitte den Tisch aufdecken?میتوانی لطفاً میز را بچینی؟
- Sie hat den Tisch für das Abendessen aufgedeckt.او میز را برای شام چید.
3
Akkusativ
روکش را برداشتن، پوشش را کنار زدن
- Sie deckte das Baby auf, um es zu füttern.او پتو را از روی نوزاد برداشت تا به او غذا دهد.
- Der Arzt deckte die Wunde auf.پزشک زخم را باز کرد.