aufzureißen
پاره کردن، شکافتن، باز کردن (با خشونت یا ناگهانی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
باز کردن چیزی (مانند در، پنجره، بسته) با شدت، عجله یا خشونت؛ یا پاره کردن یا شکافتن چیزی (مانند لباس، کاغذ) به صورت ناگهانی و با نیرو.
- Vor Schreck riss er die Augen auf und starrte ins Dunkel.از ترس چشمانش را گشاد کرد و به تاریکی خیره شد.
- Der Sturm riss die alten Fensterläden auf und ließ den Regen herein.طوفان کرکرههای قدیمی را پاره کرد و باران را به داخل آورد.