aufzuschütten
پر کردن، انباشتن، ریختن (روی چیزی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوشاندن یا پر کردن یک منطقه با مواد جامد مانند خاک، شن یا زباله، اغلب برای ایجاد یک سطح مرتفع یا پر کردن یک گودال.
- Für den Bau der neuen Straße musste ein großes Tal mit Erde aufgeschüttet werden.برای ساخت جاده جدید، لازم بود دره بزرگی با خاک پر شود.
- Die Mülldeponie wird kontinuierlich mit Abfällen aufgeschüttet und verdichtet.محل دفن زباله به طور مداوم با زباله پر و فشرده میشود.