aufzuschießen
جوانه زدن، شکفتن، رشد کردن سریع (مصدر)
Bedeutungen
1
تاکید بر شروع و سرعتِ رشد یا افزایش ناگهانی. این شکل میتواند برای تاکید بر جنبهی آغازینِ پدیدهای که به سرعت رخ میدهد، به کار رود.
- Die neuen Gebäude begannen, in der Stadt aufzuschießen.ساختمانهای جدید شروع به ظهور سریع در شهر کردند.
- Nach der Ankündigung des Projekts schossen die Anmeldungen förmlich auf.پس از اعلام پروژه، ثبتنامها به معنای واقعی کلمه شروع به افزایش سریع کردند.