aufzuschmeißen
راه انداختن، شروع کردن، پرت کردن، انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ
شروع کردن و اداره کردن یک کسب و کار یا مغازه جدید، اغلب با سرمایهگذاری قابل توجه.
- Nach jahrelanger Planung hat sie endlich ihren eigenen Buchladen aufgeschmissen.پس از سالها برنامهریزی، او سرانجام مغازه کتابفروشی خود را راهاندازی کرد.
- Er träumt davon, im Ausland ein kleines Café aufzuschmeißen.او آرزو دارد که در خارج از کشور یک کافه کوچک راهاندازی کند.