aufzuschmeißen

Aussprache: /ˌaʊ̯ftsuːˈʃmaɪ̯sn̩/
Worttrennung: auf·zu·schmei·ßen
Erweiterter Infinitiv

راه انداختن، شروع کردن، پرت کردن، انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ

شروع کردن و اداره کردن یک کسب و کار یا مغازه جدید، اغلب با سرمایه‌گذاری قابل توجه.

  • Nach jahrelanger Planung hat sie endlich ihren eigenen Buchladen aufgeschmissen.پس از سال‌ها برنامه‌ریزی، او سرانجام مغازه کتابفروشی خود را راه‌اندازی کرد.
  • Er träumt davon, im Ausland ein kleines Café aufzuschmeißen.او آرزو دارد که در خارج از کشور یک کافه کوچک راه‌اندازی کند.