aufzuspießen
سیخ زدن (مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ
فرو کردن یک شیء نوکتیز (مانند چاقو، نیزه یا سیخ) در چیزی یا کسی، اغلب به قصد آسیب رساندن یا نگه داشتن آن.
- Der Jäger spießte den erlegten Hirsch auf einen Haken auf, um ihn zu transportieren.شکارچی گوزن شکار شده را برای حمل و نقل روی قلابی به سیخ کشید.
- Der Räuber drohte, sein Opfer aufzuspießen, falls es Widerstand leiste.راهزن تهدید کرد که اگر قربانی مقاومت کند، او را به سیخ خواهد کشید.