aufzuwecken
بیدار کردن، برای بیدار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را از خواب بیدار کردن
- Kannst du mich morgen früh aufwecken?میتوانی فردا صبح مرا بیدار کنی؟
- Der Lärm hat mich aufgeweckt.سر و صدا مرا بیدار کرد.
2
Akkusativ
برانگیختن، بیدار کردن (احساسات، علاقه)
- Seine Rede hat das Interesse der Zuhörer aufgeweckt.سخنرانی او علاقه شنوندگان را برانگیخت.
- Diese Musik weckt alte Erinnerungen auf.این موسیقی خاطرات قدیمی را بیدار میکند.