aufzuwenden
صرف کردن، هزینه کردن، برای صرف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
صرف کردن، خرج کردن، اختصاص دادن (زمان، تلاش، پول)
- Man muss viel Zeit für dieses Projekt aufwenden.باید زمان زیادی را برای این پروژه صرف کرد.
- Er hat große Mühe aufgewendet, um das Ziel zu erreichen.او تلاش زیادی برای رسیدن به هدف صرف کرد.
2
Akkusativ
به کار بردن، استفاده کردن (منابع)
- Alle verfügbaren Mittel wurden aufgewendet.تمام منابع موجود به کار گرفته شدند.
- Es ist wichtig, die Ressourcen sinnvoll aufzuwenden.مهم است که منابع را هوشمندانه به کار برد.