aufzuwerfen
مطرح کردن، بالا انداختن، برای مطرح کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
بالا انداختن، پرتاب کردن به بالا (مثلاً خاک، موج)
- Der Bagger wirft Erde auf.بیل مکانیکی خاک را بالا میاندازد.
- Die Wellen warfen Gischt auf.امواج کف دریا را بالا انداختند.
2
Akkusativ
مطرح کردن، پیش کشیدن (یک سوال، مشکل، موضوع)
- Die Situation wirft viele Fragen auf.این وضعیت سوالات زیادی را مطرح میکند.
- Er hat ein wichtiges Thema aufgeworfen.او یک موضوع مهم را مطرح کرد.
3
Akkusativ
ایجاد کردن، تشکیل دادن (تاول، برآمدگی)
- Die Hitze hat Blasen auf der Haut aufgeworfen.گرما تاولهایی روی پوست ایجاد کرده است.
- Der Schlag hat eine Beule aufgeworfen.ضربه یک برآمدگی ایجاد کرد.