aus allen Himmeln fallen
بسیار غافلگیر شدن، عمیقاً ناامید شدن
Bedeutungen
1
به طور ناگهانی و غیرمنتظره با خبری بد یا موقعیتی ناخوشایند روبرو شدن که باعث شوک و ناامیدی عمیق میگردد.
- Als er die Kündigung erhielt, fiel sie ihm aus allen Himmeln.وقتی اخراجیاش را دریافت کرد، بسیار غافلگیر و ناامید شد.
- Die Nachricht vom Unfall seines Freundes fiel ihm aus allen Himmeln.خبر تصادف دوستش او را عمیقاً شوکه و ناامید کرد.
- Dass sie die Prüfung nicht bestanden hatte, fiel ihr aus allen Himmeln.اینکه او در امتحان قبول نشده بود، او را به شدت ناامید کرد.