aus dem Blechnapf fressen
در زندان آب خنک خوردن، دوران محکومیت را در زندان گذراندن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای گذراندن دوران محکومیت در زندان است، جایی که غذا معمولاً در ظرفهای فلزی سرو میشود. کنایه از تحمل سختیهای زندان است.
- Nachdem er erwischt wurde, musste er für mehrere Jahre aus dem Blechnapf fressen.پس از دستگیر شدن، او مجبور شد چندین سال در زندان بگذراند.
- Er hat schon einmal aus dem Blechnapf gefressen und weiß, wie hart das Leben dort ist.او قبلاً دوران محکومیتش را در زندان گذرانده و میداند زندگی در آنجا چقدر سخت است.
- Diejenigen, die schwere Verbrechen begehen, werden wahrscheinlich aus dem Blechnapf fressen.کسانی که مرتکب جنایات سنگین میشوند، به احتمال زیاد دوران محکومیت خود را در زندان خواهند گذراند.