aus dem Knick kommen

Aussprache: /ˈaʊ̯s deːm knɪk ˈkɔmən/
Worttrennung: aus· ·dem Knick ·kom·men
اصطلاح

جنبیدن، دست به کار شدن، معطل نکردن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای شروع به حرکت کردن، فعال شدن، یا دست به کار شدن پس از یک دوره سکون، تنبلی یا تردید است. معمولاً به معنی شروع سریع و بدون اتلاف وقت است.

  • Komm, jetzt komm mal aus dem Knick und hilf mir!بیا، حالا جنب و به من کمک کن!
  • Nach der langen Pause muss die Mannschaft jetzt aus dem Knick kommen.پس از وقفه طولانی، تیم اکنون باید دست به کار شود.
  • Wenn du deine Ziele erreichen willst, musst du endlich aus dem Knick kommen.اگر می‌خواهی به اهدافت برسی، باید بالاخره شروع به کار کنی.