aus dem Knick kommen
جنبیدن، دست به کار شدن، معطل نکردن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای شروع به حرکت کردن، فعال شدن، یا دست به کار شدن پس از یک دوره سکون، تنبلی یا تردید است. معمولاً به معنی شروع سریع و بدون اتلاف وقت است.
- Komm, jetzt komm mal aus dem Knick und hilf mir!بیا، حالا جنب و به من کمک کن!
- Nach der langen Pause muss die Mannschaft jetzt aus dem Knick kommen.پس از وقفه طولانی، تیم اکنون باید دست به کار شود.
- Wenn du deine Ziele erreichen willst, musst du endlich aus dem Knick kommen.اگر میخواهی به اهدافت برسی، باید بالاخره شروع به کار کنی.