aus dem Kopf
از حفظ، بدون نیاز به مراجعه
Bedeutungen
1
به معنای به خاطر سپردن و یادآوری کردن چیزی بدون نیاز به نگاه کردن به نوشته یا منبع دیگر. معمولاً برای حفظ کردن متنها، اعداد یا اطلاعات به کار میرود.
- Ich kann diesen Text schon fast aus dem Kopf.من تقریباً میتوانم این متن را از حفظ بخوانم.
- Er hat sich die Telefonnummer aus dem Kopf gemerkt.او شماره تلفن را از حفظ به خاطر سپرد.
- Kannst du mir die Adresse aus dem Kopf sagen?میتوانی آدرس را از حفظ به من بگویی؟