aus dem Schneider sein
از خطر رهایی یافتن، از مخمصه خلاص شدن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای رهایی یافتن از یک موقعیت دشوار، خطرناک یا ناخوشایند است. وقتی کسی , یعنی مشکل یا تهدید برطرف شده و او دیگر در معرض خطر نیست.
- Nachdem die Prüfung bestanden war, war ich endlich aus dem Schneider.پس از قبولی در امتحان، بالاخره از مخمصه خلاص شدم.
- Wir dachten, wir würden den Zug verpassen, aber zum Glück sind wir noch rechtzeitig angekommen und jetzt sind wir aus dem Schneider.فکر میکردیم قطار را از دست میدهیم، اما خوشبختانه به موقع رسیدیم و اکنون از خطر رهایی یافتهایم.
- Der Arzt hat mir versichert, dass die Operation gut verlaufen ist und ich jetzt aus dem Schneider bin.دکتر به من اطمینان داد که عمل جراحی خوب پیش رفته و من اکنون از خطر رهایی یافتهام.