aus den Augen, aus dem Sinn
از دل برود هر آنکه از دیده رفت
Bedeutungen
1
این ضربالمثل به این واقعیت اشاره دارد که وقتی افراد یا چیزها از دید و دسترس ما دور میشوند، به تدریج فراموش میشوند و دیگر در ذهن ما جایگاهی ندارند یا اهمیت خود را از دست میدهند.
- Seit er ins Ausland gezogen ist, höre ich kaum noch von ihm. Aus den Augen, aus dem Sinn.از وقتی به خارج از کشور رفته، به ندرت از او خبری میشنوم. از دل برود هر آنکه از دیده رفت.
- Ich habe das alte Spielzeug meiner Kinder aussortiert und gespendet. Wenn man es nicht mehr sieht, ist es auch schnell aus den Augen, aus dem Sinn.اسباببازیهای قدیمی بچههایم را جدا کردم و اهدا کردم. وقتی دیگر آدم نبیند، زود از دل هم میرود.
- Sie hat sich von ihrem Freund getrennt, weil er weit weggezogen ist. Sie sagte, aus den Augen, aus dem Sinn.او از دوست پسرش جدا شد چون خیلی دور شده بود. او گفت که از دل برود هر آنکه از دیده رفت.