aus der Hüfte schießen
بدون فکر عمل کردن، عجولانه تصمیم گرفتن، حرفی را بیمقدمه زدن
Bedeutungen
1
به معنای انجام کاری یا گفتن چیزی به صورت ناگهانی، بدون تفکر و برنامهریزی قبلی؛ عجولانه و بدون آمادگی.
- Er hat die Antwort einfach aus der Hüfte geschossen, ohne nachzudenken.او به سادگی و بدون فکر کردن، پاسخ را از دهان پراند.
- Man sollte solche Entscheidungen nicht aus der Hüfte schießen.نباید چنین تصمیماتی را عجولانه گرفت.
- Sie hat die Frage aus der Hüfte beantwortet und lag damit falsch.او به سوال بدون فکر پاسخ داد و اشتباه کرد.