aus der Haut fahren

Aussprache: /aʊ̯s deːɐ̯ haʊ̯t ˈfaːʁən/
Worttrennung: aus· ·der Haut fah·ren
اصطلاح

از کوره در رفتن، عصبانی شدن

Bedeutungen

1

به شدت عصبانی شدن و ناگهان از کوره در رفتن، معمولاً در واکنش به چیزی که ناراحت‌کننده یا ناعادلانه است.

  • Als er die schlechte Note sah, fuhr er sofort aus der Haut.وقتی او نمره بد را دید، بلافاصله از کوره در رفت.
  • Du brauchst nicht gleich aus der Haut zu fahren, nur weil ich einen kleinen Fehler gemacht habe.لازم نیست فقط به خاطر اینکه یک اشتباه کوچک کردم، از کوره در بروی.
  • Sie fuhr aus der Haut, als ihr gesagt wurde, dass ihr Flug Verspätung hatte.او وقتی به او گفته شد که پروازش تاخیر دارد، از کوره در رفت.