aus die Maus
تمام شد، رفت پی کارش
Bedeutungen
1
عبارتی عامیانه به معنای پایان یافتن، تمام شدن یا از بین رفتن چیزی. معمولاً برای بیان پایان یک وضعیت یا اتمام یک چیز به کار میرود.
- Wenn das Geld alle ist, ist es aus die Maus mit unserem Urlaub.وقتی پول تمام شود، تعطیلات ما هم تمام شده است.
- Der Computer ist abgestürzt, jetzt ist die Arbeit aus die Maus.کامپیوتر خراب شد، حالا کار تمام شد.
- Nach dem langen Tag war er erschöpft und dachte: 'Jetzt bin ich aus die Maus'.بعد از آن روز طولانی او خسته بود و فکر کرد: 'حالا دیگر کارم تمام است'.