aus freien Stücken

Aussprache: /aʊ̯s ˌfraɪ̯ən ˈʃtʏkn̩/
Worttrennung: aus· frei·en ·Stü·cken
اصطلاح

داوطلبانه، از روی میل خود، بدون اجبار

Bedeutungen

1

به معنای انجام کاری به اراده و اختیار خود شخص، بدون اینکه مجبور یا تحت فشار باشد. این عمل از روی میل و انتخاب شخصی صورت گرفته است.

  • Sie hat sich aus freien Stücken entschieden, im Tierheim zu helfen.او داوطلبانه تصمیم گرفت که در پناهگاه حیوانات کمک کند.
  • Er hat das Angebot aus freien Stücken angenommen, weil er die Arbeit wirklich mochte.او از روی میل خود این پیشنهاد را پذیرفت، زیرا واقعاً کار را دوست داشت.
  • Niemand hat sie gezwungen, sie hat das aus freien Stücken getan.کسی او را مجبور نکرد، او این کار را از روی میل خود انجام داد.