aus vollem Hals
با صدای بلند، با فریاد
Bedeutungen
1
با صدای بسیار بلند و قوی فریاد زدن یا صحبت کردن، اغلب برای جلب توجه یا ابراز ناراحتی یا خشم.
- Er schrie aus vollem Hals, um auf sich aufmerksam zu machen.او با صدای بلند فریاد زد تا توجه را به خود جلب کند.
- Die Kinder riefen aus vollem Hals, als sie das Eis sahen.بچهها با صدای بلند فریاد زدند وقتی بستنی را دیدند.
- Sie beschwerte sich aus vollem Hals über den schlechten Service.او با صدای بلند از سرویسدهی بد شکایت کرد.