ausüben
اعمال کردن (فشار/قدرت)، انجام دادن (شغل/فعالیت)
Beispiele
- Der Direktor wird sein Hausrecht ''ausüben'' und dich von der Schule verweisen.مدیر از حق قانونی خود استفاده خواهد کرد و تو را از مدرسه اخراج میکند.
- Die Öffentlichkeit ''übt'' einen starken Druck auf uns ''aus.عموم مردم فشار شدیدی بر ما وارد میکنند.
- Männer, die Gewalt gegen Frauen ''ausüben,'' sind mir zuwider.مردانی که علیه زنان خشونت اعمال میکنند، برای من نفرتانگیز هستند.
- Der deutsche Bundestag ist die ''ausübende'' Gewalt im Staat.مجلس آلمان قوه مجریه در دولت است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک شغل، حرفه یا فعالیت را انجام دادن
- Sie übt den Beruf der Ärztin seit zehn Jahren aus.او ده سال است که حرفه پزشکی را انجام میدهد.
- Er übt sein Hobby mit großer Leidenschaft aus.او سرگرمی خود را با شور و اشتیاق فراوان انجام میدهد.
2
Akkusativ
چیزی را اعمال کردن یا به کار بردن (مانند نفوذ، فشار، قدرت)
- Die Regierung übt großen Einfluss auf die Wirtschaft aus.دولت نفوذ زیادی بر اقتصاد اعمال میکند.
- Man darf keine Gewalt ausüben.نباید خشونت اعمال کرد.