فعل
از زمین بیرون کشیدن (با شخم)
معانی و تعاریف ausackern:
- زمین کشاورزی را به طور کامل شخم زدن یا زیر و رو کردن برای آمادهسازی جهت کاشت.
جملات نمونه برای ausackern:
„Mein Kutscher sah […] einen abgezehrten Bauer nicht weit von uns aus einem Wasserbeete eine Kanonenkugel mit der Pflugschar ''ausackern;'' […]“
درشکهچی من دید که دهقانی لاغر اندام نه چندان دور از ما، گلولهای توپ را با تیغه شخم از بستر آب بیرون میکشد.
Der Bauer muss das Feld vor der Aussaat gründlich ausackern.
کشاورز باید قبل از کاشت، زمین را کاملاً شخم بزند.
Nach der Ernte wird der Acker oft noch einmal ausgeackert, um den Boden zu lockern.
بعد از برداشت محصول، زمین اغلب دوباره شخم زده میشود تا خاک سست شود.