ausackerten

Aussprache: /ˌaʊ̯sˈʔakɐtn̩/
Wortzerlegung: aus·a·cker·ten
Konjugierte Form

شخم زدند (زمین)

Bedeutungen

1 Akkusativ

(در کشاورزی) زمین را به طور کامل شخم زدن، یا چیزی را با شخم زدن از زمین بیرون آوردن.

  • Der Bauer musste das ganze Feld ausackern, um die Wurzeln zu entfernen.کشاورز مجبور شد تمام مزرعه را شخم بزند تا ریشه‌ها را از بین ببرد.
  • Sie haben alte Münzen beim Ausackern des Gartens gefunden.آنها هنگام شخم زدن باغ، سکه‌های قدیمی پیدا کردند.
2 Akkusativ

(مجازی، نادر) چیزی را با تلاش زیاد به دست آوردن، اطلاعاتی را با زحمت زیاد پیدا کردن.

  • Er musste lange recherchieren, um diese Informationen auszuackern.او مجبور شد مدت‌ها تحقیق کند تا این اطلاعات را با زحمت پیدا کند.
  • Es war harte Arbeit, aber wir haben die Wahrheit ausgeackert.کار سختی بود، اما ما حقیقت را با تلاش زیاد کشف کردیم.