ausackerten
شخم زدند (زمین)
Bedeutungen
1
Akkusativ
(در کشاورزی) زمین را به طور کامل شخم زدن، یا چیزی را با شخم زدن از زمین بیرون آوردن.
- Der Bauer musste das ganze Feld ausackern, um die Wurzeln zu entfernen.کشاورز مجبور شد تمام مزرعه را شخم بزند تا ریشهها را از بین ببرد.
- Sie haben alte Münzen beim Ausackern des Gartens gefunden.آنها هنگام شخم زدن باغ، سکههای قدیمی پیدا کردند.
2
Akkusativ
(مجازی، نادر) چیزی را با تلاش زیاد به دست آوردن، اطلاعاتی را با زحمت زیاد پیدا کردن.
- Er musste lange recherchieren, um diese Informationen auszuackern.او مجبور شد مدتها تحقیق کند تا این اطلاعات را با زحمت پیدا کند.
- Es war harte Arbeit, aber wir haben die Wahrheit ausgeackert.کار سختی بود، اما ما حقیقت را با تلاش زیاد کشف کردیم.