فعل
از کنترل خارج شدن، به انحراف کشیده شدن، بدتر شدن
معانی و تعاریف ausarten:
- به شکلی منفی یا غیرقابل کنترل توسعه یافتن، به وضعیتی ناخوشایند یا خطرناک تبدیل شدن.
جملات نمونه برای ausarten:
Die Reflexbewegung des Lachens kann leicht zu einer Art von Krampf ''ausarten,'' dem Lachkrampf.
حرکت بازتابی خنده میتواند به راحتی به نوعی تشنج، یعنی تشنج خنده، تبدیل شود.
Die Diskussion artete in einen heftigen Streit aus.
بحث به یک نزاع شدید کشیده شد.
Die Feier drohte, in ein Chaos auszuarten.
مهمانی در آستانه تبدیل شدن به هرج و مرج بود.