ausarten

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʔaːrtn̩/
Wortzerlegung: aus·ar·ten
فعل

از کنترل خارج شدن، به انحراف کشیده شدن، بدتر شدن

Beispiele

  • Die Reflexbewegung des Lachens kann leicht zu einer Art von Krampf ''ausarten,'' dem Lachkrampf.حرکت بازتابی خنده می‌تواند به راحتی به نوعی تشنج، یعنی تشنج خنده، تبدیل شود.

Bedeutungen

1 in + Akkusativ

به شکلی منفی یا غیرقابل کنترل توسعه یافتن، به وضعیتی ناخوشایند یا خطرناک تبدیل شدن.

  • Die Diskussion artete in einen heftigen Streit aus.بحث به یک نزاع شدید کشیده شد.
  • Die Feier drohte, in ein Chaos auszuarten.مهمانی در آستانه تبدیل شدن به هرج و مرج بود.