ausarten
از کنترل خارج شدن، به انحراف کشیده شدن، بدتر شدن
Beispiele
- Die Reflexbewegung des Lachens kann leicht zu einer Art von Krampf ''ausarten,'' dem Lachkrampf.حرکت بازتابی خنده میتواند به راحتی به نوعی تشنج، یعنی تشنج خنده، تبدیل شود.
Bedeutungen
1
in + Akkusativ
به شکلی منفی یا غیرقابل کنترل توسعه یافتن، به وضعیتی ناخوشایند یا خطرناک تبدیل شدن.
- Die Diskussion artete in einen heftigen Streit aus.بحث به یک نزاع شدید کشیده شد.
- Die Feier drohte, in ein Chaos auszuarten.مهمانی در آستانه تبدیل شدن به هرج و مرج بود.