ausbätzen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌbɛt͡sn̩/
Worttrennung: aus·bät·zen
فعل

فشردن (چیزی نرم) تا محتویاتش بیرون بریزد

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + ausbätzen)

فشار دادن یا له کردن چیزی نرم و خمیری مانند میوه یا خمیر تا محتویات داخلی آن خارج شود.

  • Sie bätzt die überreifen Beeren aus, um den Saft zu gewinnen.او توت‌های بیش از حد رسیده را فشار می‌دهد تا آب آن را بگیرد.
  • Der Bäcker bätzt den Teig aus, um die Füllung herauszudrücken.نانوا خمیر را فشار می‌دهد تا مواد داخل آن را بیرون بریزد.