ausbügeln
اتو کردن، صاف کردن، برطرف کردن (مشکل)
Beispiele
- Die Falten kann man ''ausbügeln.چین و چروکها را میتوان اتو کرد.
- Die Wachsflecken kann man ''ausbügeln.لکههای موم را میتوان اتو کرد (از بین برد).
- Erst mit Hightech lässt sich diese Schwäche ''ausbügeln''.فقط با فناوری پیشرفته میتوان این ضعف را برطرف کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
اتو کردن (چین و چروک لباس را از بین بردن)
- Sie musste noch schnell ihr Hemd ausbügeln.او باید سریع پیراهنش را اتو میکرد.
- Kannst du bitte die Wäsche ausbügeln?میتوانی لطفاً لباسها را اتو کنی؟
2
Akkusativ
جبران کردن، اصلاح کردن، رفع و رجوع کردن (اشتباه، مشکل)
- Er versuchte, seinen Fehler auszubügeln.او سعی کرد اشتباهش را جبران کند.
- Wir müssen die Missverständnisse ausbügeln.ما باید سوءتفاهمها را برطرف کنیم.