ausbaldowern
شناسایی کردن، نقشه کشیدن، زیر و بم چیزی را درآوردن
Beispiele
- Egon schickte Benni und Kjeld gern irgendwelche Objekte ''auszubaldowern,'' um in dieser Zeit seinen sprichwörtlichen Plan reifen zu lassen.اگون با کمال میل بنی و کیلد را میفرستاد تا مکانهایی را شناسایی کنند تا در این مدت بتواند نقشه معروف خود را پخته کند.
- Man hat ''ausbaldowert'', in dem Tresor im Privatkontor sind Gelder.شناسایی کردهاند که در گاوصندوق دفتر خصوصی پول وجود دارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با دقت و پنهانی چیزی را بررسی یا کشف کردن، جاسوسی کردن برای برنامهریزی (محاوره)
- Sie haben den besten Weg zum Versteck ausbaldowert.آنها بهترین راه را به مخفیگاه کشف کردند.
- Wir müssen erst ausbaldowern, wie die Sicherheitsvorkehrungen sind.ما باید ابتدا بفهمیم که تدابیر امنیتی چگونه است.