فعل
درخواست کردن، تقاضا کردن (چیزی را از کسی)
معانی و تعاریف ausbitten:
- درخواست کردن، تقاضا کردن (معمولاً با احترام یا به صورت رسمی)
جملات نمونه برای ausbitten:
„Er wird sich von Goebbels ebenso freundlich, wie er jetzt im Kaiserhof mit ihm parliert, Bedenkzeit ''ausbitten,'' um holterdiepolter den Zug nach Paris zu besteigen.“
«او از گوبلز به همان اندازه دوستانه که اکنون در کایزرهوف با او صحبت میکند، مهلت میخواهد تا با عجله سوار قطار پاریس شود.»
Ich bitte mir aus, dass Sie mich nicht unterbrechen.
من از شما میخواهم که حرفم را قطع نکنید.
Er bat sich eine kurze Pause aus.
او یک استراحت کوتاه درخواست کرد.