Konjugierte Form
خاموش کردند (با فوت)
معانی و تعاریف ausbliesen:
- خاموش کردن شعله یا نور با فوت کردن، اغلب در معنای نمادین یا ادبی.
- خالی کردن یا بیرون دادن چیزی با دمیدن، مانند خارج کردن هوا یا دود.
- منفجر کردن یا از هم پاشیدن چیزی با نیروی هوا یا صدا.
جملات نمونه برای ausbliesen:
Er blies die Kerzen auf dem Geburtstagskuchen mit einem einzigen Atemzug aus.
او شمعهای روی کیک تولد را با یک نفس خاموش کرد.
Die Flamme der Hoffnung schien langsam auszublasen.
شعله امید به آرامی رو به خاموشی میرفت.
Der Schornsteinfeger blies den Ruß aus dem Kamin.
دودکشپاککن دوده را از دودکش بیرون دمید.