ausbohren
حفاری کردن، سوراخ کردن (با مته)
Beispiele
- Wir versuchen den Stein so tief wie möglich ''auszubohren,'' damit der fertige Brunnen das maximale Fassungsvermögen erreicht.ما سعی میکنیم سنگ را تا حد ممکن عمیق حفاری کنیم تا چاه نهایی حداکثر ظرفیت را داشته باشد.
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) ausbohren
با مته یا ابزار مشابه، سوراخی را بزرگتر کردن یا چیزی را از داخل سوراخ خارج کردن
- Der Zahnarzt musste den kariösen Teil des Zahnes ausbohren.دندانپزشک مجبور شد قسمت پوسیده دندان را با مته خارج کند.
- Man muss das Loch im Holz ausbohren, damit die Schraube passt.باید سوراخ چوب را بزرگتر کرد تا پیچ جا بیفتد.
2
etwas (Akkusativ) ausbohren
با مته قفلی یا سیلندری را تخریب کرده و باز کردن
- Die Einbrecher versuchten, das Schloss auszubohren.سارقان تلاش کردند قفل را با مته باز کنند.
- Es war unmöglich, den Zylinder auszubohren, ohne Spuren zu hinterlassen.غیرممکن بود که سیلندر را بدون بر جای گذاشتن ردپا با مته خارج کرد.