فعل
از خاک بیرون کشیدن / کندن
معانی و تعاریف ausbuddeln:
- چیزی را از زمین بیرون آوردن، از خاک درآوردن، حفر کردن و بیرون کشیدن
جملات نمونه برای ausbuddeln:
„Und in diesem Fall wollte niemand einen Cop in der Kälte herumstehen lassen, während ein Sarg ''ausgebuddelt'' wird.“
"و در این مورد هیچکس نمیخواست یک پلیس را در سرما نگه دارد در حالی که یک تابوت در حال بیرون کشیده شدن است."
Die Kinder haben einen Schatz ausgebuddelt.
بچهها یک گنج را از خاک بیرون آوردند.
Er buddelt alte Knochen im Garten aus.
او استخوانهای قدیمی را در باغ از خاک بیرون میآورد.