فعل
تسویه حساب کردن (در هتل)، خروج از هتل، تحویل دادن اتاق
معانی و تعاریف auschecken:
- تسویه حساب کردن و خارج شدن از هتل یا اقامتگاه.
- بررسی کردن، نگاهی انداختن به چیزی یا کسی (معمولاً به صورت غیررسمی).
جملات نمونه برای auschecken:
Wir müssen morgen um elf Uhr das Hotelzimmer verlassen und ''auschecken''.
ما باید فردا ساعت یازده اتاق هتل را تحویل دهیم و تسویه حساب کنیم.
„Im Hotel Ritz-Carlton zu Riad, dem besten Haus am Platz, gleich neben dem Königspalast, wurden die Gäste aufgefordert, bis spätestens 23 Uhr ''auszuchecken'' - höhere Gewalt, das Management bedauerte.“
مهمانان هتل ریتز-کارلتون ریاض، بهترین هتل شهر، درست کنار کاخ پادشاه، موظف شدند حداکثر تا ساعت ۲۳ تسویه حساب کنند - فورس ماژور، مدیریت متأسف بود.
Wir müssen bis 11 Uhr auschecken.
ما باید تا ساعت ۱۱ تسویه حساب کنیم.